تبليغاتX
عشقولانه و عاقلانه
سلام جیگرای فری.....حالتون خوبه که؟خوب خدارو شکررررر

من دوباره اووومدم(خوش اومدم مگه نه؟؟؟؟)

اونم چی؟؟بعد از چند مااااه....(فکر کن)

تازه اگه حمید جون نمی گفت اصلآ  حوصله نداشتم آپ کنم

فقط اگه نظر ندین دیگه هم فری آپ نمی کنه....

باشه؟؟

پس نظر یادتون نره هاااااا

مرسی عزیزا

فعلآ باباااااااای

                                  *******************************

من از آتشم ولی شیطان نیستم

من از آتشم ولی هرگز نمی سوزانم

من همان عشق سوزنده ام

که هرگز خاموش نمی شوم

                                 *******************************

             ******************************** 

     عشق يعنی انتظار و انتظار

                                     عشق يعنی هرچه بينی عکس يار 
     

     عشق يعنی ديده بر در دوختن 


                                    عشق يعنی در فراقش سوختن

عشق يعنی شعله بر خرمن زدن 


                                    عشق يعنی رسم دل بر هم زدن

عشق يعنی لحظه های التهاب

                                    عشق يعنی لحظه های ناب ناب

عشق یعنی با پرستو پر زدن
                                         

                                              عشق يعنی آب بر آذر زدن

                               ********************************

                              *********************************

بهترين ترانه رو من از چشمهاي تو مي سازم

تو قومار زندگيمون تو نباشي من مي بازم

اگه باشي در كنارم با تو من مالك دنيام

بي خيال غربتو غم بي خيال نور فردام

دوستت دارم دوستت دارم تويه دنيام تورو دارم

مثل اسمون كه تنها اميدش چندتا ستاره است

ديدن برق نگاهت واسه من عمر دوبارست

اثر انگشت تو يعني قصه ي خوب نوازش

هر نگاه عاشق تو غزل آبي خواهش

                                    **********************************

                                       """""""""""""""""""""""""""""""""""""

اگر میدانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی

  تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کرد

  اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی

  و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی

  اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی

  تا من بر سکوت نگاه تو

  رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم

  ای کاش می دانستی

 اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردی

  که این غریبه تنها ، جز نگاه معصومت پنجره ای

  و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد

  ای کاش می دانستی

  اگر می دانستی که جقدر دوستت دارم همه چیز را فدایم می کردی

  همه ان چیزها که یک عمر بخاطرش رنج کشیده ای

  و سالها برایش گریسته ای

  اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

  همه آن چیزها که در بندت کشیده رها می کردی

  غرورت را ..... قلبت را ..... حرفت را

  اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم

  دوستم می داشتی

  همچون عشق که عاشقانش را دوست می دارد

  کاش می دانستی که چقدر دوستت دارم

  و مرا از این عذاب رها می کردی

  ای کاش تمام اینها را می دانستی

  """""""""""""""""""""""""""""""""""""


                      

اجازه هست که عشقتو تو کوچه ها داد بزنم؟

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه

اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟

جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه

بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري

بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري

اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟

چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم

اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد

اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟

دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم

اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟

تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم

اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟

بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم

اجازه هست؟؟؟              

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام بهمن 1386ساعت 17:6 توسط فرانک |


هيچ كس ويرانيم را حس نكرد
وسعت تنهائيم را حس نكرد
در ميان خنده هاي تلخ من
گريه پنهانيم را حس نكرد
در هجوم لحظه هاي بي كسي
درد بي كس ماندنم را حس نكرد
آن كه با آغاز من مانوس بود
لحظه پايانيم را حس نكرد

*******************************

*******************************

دفتر عشق تموم شد

ديـدم منــم تــموم شــــــــــــــــــدم
خونـم حـلال ولـي بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدون
به پايه تو حــروم شــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
اونيكه عاشـق شده بـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــود
بد جوري تو كارتو مونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
براي فاتحه بهـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
حالا بايد فاتحه خونــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد
تــــموم وســـعت دلــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــو
بـه نـام تـو سنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــد زدم
غــرور لعنتي ميگفــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت
بازي عشـــــقو بلـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــدم
از تــــو گــــله نميكنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
از دســـت قــــلبم شاكيــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم
چــرا گذشتـــم از خـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــودم
چــــــــراغ ره تـاريكــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــيم
دوسـت ندارم چشماي مــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
فردا بـه آفتاب وا بشـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه
چه خوب ميشه تصميم تــــــــــــــــــــــــــــــــو
آخـر مـاجرا بــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــشه
دسـت و دلت نلــــــــــــــــــــــــرزه
بزن تير خــــــــــــــــــلاص رو
ازاون كه عاشقــــت بود
بشنواين التماسرو

دوستت

دارم .........عزیزم

********************************

*******************************

راستی ۱۷ مرداد تولدم بود.....

کیکمم اینه...

حالا چی کادو بهم میدین؟؟؟

منتظر تک تک کادو هاتون هستم

البته نظراتتون بیش تر از کادو منو خوش حال می کنه!

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386ساعت 14:4 توسط فرانک |


اون که یه وقتی تنها کسم بود                          تنها پناه دل بی کسم بود

تنهام گذاشت و رفت از کنارم                            از درد دوریش من بی قرارم

خیال می کردم پیشم می مونه                        ترانه ی عشق واسم می خونه

خیال می کردم یه هم زبونه                              نمی دونستم نامهربونه

با این که رفته اما هنوزم                                  از داغ عشقش دارم می سوزم

فکر و خیالش همش باهامه                             هر جا می رم جلو چشامه

                                      ::::جلو چشامه::::

دلم می خواد تا دووم بیارم                              رو درد دوریش مرحم بذارم

اما نمی شه راهی ندارم                                نمی تونم من طاقت بیارم

                               ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

                                ¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

تو را به جاي همه کساني که  نشناخته ام دوست مي دارم.

تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم.

براي خاطر عطر نان گرم و برفي که آب مي شود و براي خاطر نخستين گناه.

تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم.

تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم  دوست مي دارم

سپيده که سر بزند در اين بيشه زار خزان زده شايد دوباره گلي برويد شبيه آنچه در بهار بوييديم

پس  به نام زندگي هرگز مگو هرگز....

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم تیر 1386ساعت 14:42 توسط فرانک |


 

ديگه تمومه عشق من وتو

دوست ندارم نمي خوام تورو

ديگه تمومه خسته شدم من نمي خوام... برو

عاشقت بودم تنهام گذاشتي نفرينم نكن تواينو خواستي

فرقي نداره عشق تو واسم تو ديگه مردي

دور شدي ازم، بهتره با هم نباشيم

بي وفايي تموم شه من مي خوام مثل تو باشم

دلم نامهربون شه بروووو

ديگه دست از سر من بردار

توروخدا برو شدم از هر چي عشق بي زار

برو ديگه دست از سر من بردار

                                 *******************************

  


 دروغ

هزار دفعه دروغ گفتی        

                                   هزار  بار باورت کردم

به روی خود نیاوردم

                                   بازم تاج سرم کردم


                        

+ نوشته شده در یکشنبه دهم تیر 1386ساعت 12:16 توسط فرانک |


می خوام تلافی بکنم چشمای تو یادم می یاد

می خوام برم از پیش تو صدای تو بازم می یاد

چرا ولم نمی کنی چرا نمی زاری برم

برو که من خسته شدم

میبینی طاقت ندارم

یه روز تلافی می کنم

هر چی بدی کردی به من

این همه بی وفاییا

جواب خوبی بود به من

هر چی صبوری می کنم

می گم یه روز درست می شه

چقدر باید ببخشمت

این که زندگی نمی شه

::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: 

+ نوشته شده در شنبه نوزدهم خرداد 1386ساعت 15:42 توسط فرانک |


زندگی زیباست ای زیبا پسند

زنده اندیشان به زیبایی رسند

آنقدر زیباست این بی بازگشت

که برایش می توان از جان گذشت

                   *********************************

فرق است بین عشق و دوست داشتن....عشق فنا پذیر است اما دوست داشتن ماندگار.....پس بدان منم عاشقت نیستم بلکه دوست دارم!!!!!!

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 13:35 توسط فرانک |


اگر عاشق شدن یک گناه است

دل عاشق رو شکستن صد گناه است

غروب عاشقان رنگش طلایی است

اگر چه آخرش مرگ و جدایی است

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم خرداد 1386ساعت 12:48 توسط فرانک |


يادمه گفتى ماشين آخرين سيستم ندارم تا اون سر دنيا ببرمت اما يه جفت كفش دارم و تا دلت بخواد صداقت كه اگر دستاتو تو دستام بذارى و يا على بگى پاشنه ى كفشمو ميشكنم و تا آخر دنيا باهاتم و من ترديد كردم و گفتم بايد فكر كنم!!! اما زمانى كه اومدم بهت يا على بگم ديدم همسفرت رو انتخاب كردى و در جواب چراى من گفتى:او بى ترديد يا على گفت!!!!

Soheed

+ نوشته شده در شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1386ساعت 13:15 توسط فرانک |


عشق چیست؟۳ثانیه نگاه/۳دقیقه آشنایی/۳هفته بی قراری/۳ماه انتظار و ۳۰ سال پشیمانی!!!!!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:58 توسط فرانک |


 

                      

 

اگه مثل اشک بشینی تو چشمم واسه موندنت تا آخر عمر گریه نمیکنم!!!!!! 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 15:48 توسط فرانک |


بوسه را دوست دارم نه در هوس!

عشق را دوست دارم نه در قفس!

تو را دوست دارم تا آخرین نفس!!!

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 14:0 توسط فرانک |


روی تخته سنگی نوشته شده بود:اگر جوانی عاشق شد چه کند؟زیرش نوشتم:صبر کند!جوان زیر جمله ی من نوشته بود:اگر صبر نداشته باشد چه کند؟منم با بی حوصلگی نوشتم:بمیرد بهتر است!ایامی گذشت و رفتم جواب را بخوانم اما زیر تخته سنگ جوانی را مرده یافتم!!!
+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 12:53 توسط فرانک |


عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشوندم و پارو زنان به سوی تو فرستادم و وقتی به ساحل نگاه تو رسیدم تو چشمهایت را بستی و ناگهان قایقم غرق شد!!!!!!!

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم اردیبهشت 1386ساعت 12:13 توسط فرانک |


دنیا رو بد ساختند ...کسی رو که دوست داری تو رو دوست نداره! کسی که تو رو روست داره تو دوسش نداری!اما کسی که تو دوسش داری و اون هم تو رو دوست داره هرگز به هم نمی رسید....! و این رنج است !!!!زندگی یعنی این!!!!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 22:59 توسط فرانک |


کاش ۳ کلمه تو دنیا وجود نداشت:غرور عشق دروغ......!

چون اونوقت هیچ کس به خاطر غرورش به عشقش دروغ نمی گفت!!!!!

 

برای عشقم

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 22:27 توسط فرانک |


آن کس که می گفت دوستم دارد عاشقی نبود که به شوق من آمده باشد رهگذری بود که روی برگهای پاییزی راه می رفت و صدای خش خش برگها همان آوازی بود که من گمان

می کردم که می گوید :دوستت دارم

 

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1386ساعت 21:1 توسط فرانک |


می گفتم عاشقم ولی  عشقم  رو  نشناخته   بودم

نمی دونستم   الکی   دل  به  دلش  باخته   بودم

می گفتم عاشقم ولی  دروغ  می گفتم  به  خودم

با عشقم از روی  دلم  بد  جوری  شرمنده  شدم

گول  زدنم  کاری  نداشت   مثل  دلم  ساده  بودم

با آب   و  دونه  هوسش  تو  قفس  افتاده   بودم

یه روز اون برام   عزیزتر  از  جون  شده  بود

دل من از  عشق  اون  تفلکی  داغون  شده  بود

فکر می کردم واسش از هر چی داره عزیزترم

با خودم   گفته   بودم   ساده   ازش   نمی گذرم

حالا اون رفته و   من   خیلی   دلم   ازش   پره

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت 19:37 توسط فرانک |